قهرمان ميرزا عين السلطنه

7068

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نداشتن اخبار شيراز كه تلگراف و پست تحت نظر انگليسها بود به اتفاق يكى از روابط ( مقصود كارگذار يا نايب اوست ) به قونسل‌خانهء انگليس رفتم . آنجاست كه با دشتى ملاقات نمودم . با جزئى تحقيق معلوم شد كه ايشان با توصيه از طرف مندوب سامى سرپرسى كاكس كه نايب السلطنهء بين النهرين بود با قدغن اكيد و بسته بودن راه روز گذشته وارد قونسل‌خانه شده و منزل نموده‌اند ( من ترديد دارم كه آن‌وقت كاكس در بين النهرين بوده باشد بلكه در ايران بود و شايد در اسم اشتباه نموده باشد ) . چندى نگذشت با سفارش‌نامهء جنرال قونسل بوشهر به شيراز حركت كرد . تصادف مرا كمك نمود . كمى بعد از حركت او اجازهء مسافرت من صادر [ شد ] و حركت كردم . ورود شيراز مشغول امور تجارتخانهء خود شدم . همه‌وقت قيافهء اين آدم در نظرم بود كيست و براى چه منظورى انگليسها با او مساعدت كرده‌اند و از بين النهرين به شيراز فرستادند . حسّ كنجكاوى من را وادار به تحقيق كرد كه اين شخص در شيراز است يا خير . پس از جزئى جستجو معلومم شد كه در شيراز و در خانهء ميرزا فضل اللّه منشى قونسل‌خانهء انگليس منزل دارد . چيزى نگذشت در شيراز يك زمينه براى او تهيه شد . كسانى كه آن‌موقع شيراز بودند از كم و كيف مطلب مسبوقند . در نتيجه دشتى از شيراز به طهران حركت كرد ( همان است كه از قول شيخ عبد المجيد نوشته شد ) . اينجا مشاهدات من تمام مىشود . ورود طهران و توقف خانهء حاج آقا شيرازى و موضوع آن قضايا كه از ذكرش صرفنظر مىكنيم . . . « 1 » ( شيخ عبد المجيد گفت هرچه حاج آقا داشت به مصرف رسانيد آن‌وقت مشغول كلفتها . . . ) . منتهى به شكايت ميزبان از او شد و حكومت وقت او را بدين جهت تبعيد نمود . بعد از تبعيد به علت مذكور از آنجائىكه حكومت منفور عامه به هر كارى دست بزند اگرچه از طريق قانون باشد مردم به آن عمل بدبين مىباشند ، تبعيد كه كمترين مجازات قانونى اين شخص بود براى دشتى كسب وجاهت كرد . ديگر از اين شخص بىخبر بودم تا گاهى در جريدهء « ستاره » مقالاتى از او ديدم . به يكى دو روزنامهء طهران سابقه اين آدم را نوشته و فرستادم درج نكردند . تا « شفق سرخ » با ماسك ضدانگليسى عرض اندام نمود . اين ديگر خطر مهيبى بود كه ما را تعقيب مىكرد . اگر من سفارش‌نامهء سرپرسى كاكس را نمىديدم و اقامت او را در منزل منشى قونسل‌گرى ، من هم مثل هر طهرانى يا ايرانى ، غير از ساكنين خطهء فارس ممكن بود فريب بخورم . من منتظر بودم كه عامل نيرنگ باز با ماسك سرخ چه خواهد كرد . بالاخره روزگار كه هيچ سرّى را مكتوم نمىكند به دست شما سند دشتى با دشمن ايران افشاء

--> ( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .